تبليغاتX
دل من تنهاست بیا...
اگه

اگه میدونستی چقدر تنهام برام اشک میریختی اما اگه میدونستی چقدر اشک میریزم هیچوقت تنهام نمیذاشتی عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است عشق دیدین نیست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن وکنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

نوشته شده توسط (دنا)ستاره در پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت 23:44 | لینک ثابت |

فرشته
فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟

  سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم

نوشته شده توسط (دنا)ستاره در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 1:7 | لینک ثابت |

ای کاش
 

                                                                       

کاش ميتوانستم تخته سنگي باشم که خانه اش آغوش درياست . يا بنفشه اي که هميشه لب جوي را ميبوسد . يا کوچه ساکتي که پيوسته خواب قدم هاي تو را ميبيند !!!
نوشته شده توسط (دنا)ستاره در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 2:55 | لینک ثابت |

شب

شب که ميشود خدا چراغ ماه را روشن ميکند تا من در حضور چشم هاي کنجکاو ستارهها برايت نامه بنويسم . کاغذم برگهاي درختان است و مدادم شاخه هاي ترد و تازه . شب که ميشود خيال تو در اطاقم راه ميرود و همه اشيا جان ميگيرند . پروانه هاي خشکيده بال زنان از دفترچه ام بيرون ميايند پرده ها از شيشه ها هم شفاف تر ميشوند و من در تمام آينه ها خدم را ناشناس تماشا ميکنم . گاهي حتي يک کلمه هم ندارم تا برايت شعر بگويم و گاهي هزاران کلمه در دستان من است اما باز هم نمي دانم چه برايت بسرايم که شايسته تو باشد . آن وقت به قناري ها حسوديم ميشود که از من شاعر تراند .

نوشته شده توسط (دنا)ستاره در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 2:53 | لینک ثابت |

عشق
زندگي عشق است

                   عشق افسانه نست 

                                   انکه عشق را افريد ديوانه نيست 


عشق ان نيست که کنارش باشي               عشق ان است که به يادش باشي

نوشته شده توسط (دنا)ستاره در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 2:48 | لینک ثابت |

آخه
 

اخه تو عزيز قصه هامي

اخه تو شهر رو لبامي

اخه جون تو بسته به جونم

اگه بري ديگه نميتونم

اخه اسم تو رو که ميارم

ميشي همه دارو ندارم

از چي مي ترسي مهربونم

من که تو عشق تو موندگارم

نوشته شده توسط (دنا)ستاره در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 2:41 | لینک ثابت |

ای عشق
اي عشق ز جان منه دل خسته چه خواهي         

                               بگزار که با اين  غم جان کاه بميرم 

 اين به که در اين  وادي پر پيچ و خم عمر            

                               گمراه بسر برده و گمراه  بميرم

نوشته شده توسط (دنا)ستاره در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 2:40 | لینک ثابت |

زندگی
گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد
   پيگيري گفته ها
نوشته شده توسط (دنا)ستاره در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 2:39 | لینک ثابت |

گفتی
گفتي كه به احترام دل باران  باش ...................

باران شدم و به روي گل  باريدم ..................

گفتي كه ببوس روي نيلوفر را .............

از عشق تو گونه هاي او بوسيدم ............

گفتي كه ستاره شو دلي  روشن كن ............

من همچو گل ستاره ها تابيدم ............

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش بر ياسمن نگاه تو پيچيدم...............

گفتي كه براي لحظه اي دريا شو دريا شدم و ترا به ساحل ديدم...............

گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش مجنون شدم و ز دوريت ناليدم..............

گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز گل دادم و  با ترنمت روييدم ..........

گفتي كه بيا  و از  وفايت بگذر از لهجه  بي  وفاييت رنجيدم ...............

گفتم كه بهانه ات برايم كافيست معناي  لطيف عشق را  فهميدم...........

نوشته شده توسط (دنا)ستاره در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 2:37 | لینک ثابت |

خوش بحالش
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره به کسي توجه نمي کنه ....

از کسي خجالت نمي کشه ....

مي باره مي باره ........

انقدر مي باره تا ابي شه ...

افتاب شه ...

!!کاش مي شد ....

 مثل اسمون بودي ....

کاش وقتي دلت گرفت انقدر بباري تا بالاخره افتابي شي ....

همه چيز فراموشت بشه !!!

نوشته شده توسط (دنا)ستاره در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 19:53 | لینک ثابت |

 
www.yekasheg.blogfa.com